بیا ترانه ای بی واژه بخوانیم!

این وبلاگ هر چه هست وهر چه باید به تو تقدیم است تویی که عصاره ی فضیلتی و وارث قلبم

بیا ترانه ای بی واژه بخوانیم!

این وبلاگ هر چه هست وهر چه باید به تو تقدیم است تویی که عصاره ی فضیلتی و وارث قلبم

دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگست

ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگست

برادران طریقت نصیحتم مکنید

که توبه در ره عشق آبگینه بر سنگست

دگر بخفته نمی​بایدم شراب و سماع

که نیک نامی در دین عاشقان ننگست

چه تربیت شنوم یا چه مصلحت بینم

مرا که چشم به ساقی و گوش بر چنگست

به یادگار کسی دامن نسیم صبا

گرفته​ایم و دریغا که باد در چنگست

به خشم رفته ما را که می​برد پیغام

بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگست

بکش چنان که توانی که بی مشاهده​ات

فراخنای جهان بر وجود ما تنگست

ملامت از دل سعدی فرونشوید عشق

سیاهی از حبشی چون رود که خودرنگست

 - سعدی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد