بیا ترانه ای بی واژه بخوانیم!

این وبلاگ هر چه هست وهر چه باید به تو تقدیم است تویی که عصاره ی فضیلتی و وارث قلبم

بیا ترانه ای بی واژه بخوانیم!

این وبلاگ هر چه هست وهر چه باید به تو تقدیم است تویی که عصاره ی فضیلتی و وارث قلبم

با خود زمزمه می کنم تا بیایی ... تا آمدنت . تا رسیدن گامهایی که آهنگ بی تکرار شادی را هی می نوازد ٬ بی وقفه!

با خود زمزمه می کنم تا انتهای غم هایت به ابتدای شادمانی ام پیوند بخورد ٬ تا رسیدن قطره ای آرامش ... تا لبخندی رو به صبح ..

با خود زمزمه می کنم نوای دیروز و هنوز را ...تا ببارد هر آنچه تردید از نازنین نگاه بی قرارت...

با خود زمزمه می کنم نام شب را ... به جاودانی ستاره و مهتاب ...به رویای تمام و ناتمام دلت .

با خود زمزمه می کنم تا بیایی و بمانی ... تا بند دلم امتداد بادبادک آرزوهایت را ببرد تا اوج ٬ تا آسمان٬  تا فردا .

با خود زمزمه می کنم حدیث صبوری ... سکوت را .

زمزمه ام که به فریاد رسید ٬ بیا ... با همان نگاه و همان اشاره ٬ با لبخندی به سپیدی دلت .

از هم اینک چشم به راه تو ام ... از هم اینک گوش به زنگ فریادم باش ...

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد