تنها شعری که الان با خودم زمزمه می کنم فقط این شعر اخوان ثالث هست که آرومم میکنه
لحظه ی دیدار نزدیک است
باز، من دیوانه ام ، مستم
باز می لرزد دلم٬ دستم
باز، گویی در جهان دیگری هستم
های ، نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ
های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست
و آبرویم را نریزی ،دل
لحظه ی دیدار نزدیک است
گزاف نگفته ایم اگر بگوییم از وبتان خوشمان آمده خیلی
بیشتر خوشمان می آید اگر بیایید و بگویید که از وبمان خوشتان آمده خیلی پس بیاببد تا خوشمان بیاید خیلی