بیا ترانه ای بی واژه بخوانیم!

این وبلاگ هر چه هست وهر چه باید به تو تقدیم است تویی که عصاره ی فضیلتی و وارث قلبم

بیا ترانه ای بی واژه بخوانیم!

این وبلاگ هر چه هست وهر چه باید به تو تقدیم است تویی که عصاره ی فضیلتی و وارث قلبم

تو بگو

آیا انصاف اینگونه معنا شده است؟

عشق از چشمان من بگرید و از لبان تو بخندد؟!

اشک عشق بر چشمان من  و شور عشق بر لبان تو؟!

مگر انصاف را با ضاد بدون نقطه نمی نویسند و عشق را با سین سه نقطه؟!  

راستی کلبه ی تو در دل کدام جنگل بنا شده که من برای یافتنش پاهای جوانی ام را در باتلاق های گمراهی گذاشته ام؟!

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد