دوست دارم چشم هایت پر از غرور باشد و من شانه به شانه ات راه بروم وبا خودم فکر کنم٬این چشم ها را چقدر زیاد دوست دارم!
دوست دارم شادی هایت کنار شادی های من ...
نه! بگذار اینگونه بگویم :
دوست دارم بدرخشی٬ متفاوت
به همان روشی که می دانی و می دانم .
دوست دارم به شانه ای تکیه کنم
محکم و دانا٬مثل خودت
مثل باورت که باورم شده است٬
این روزها را که بگذراند ...
می رسد به پروانگی .
دوست دارم به چشم های آدمها خیره شوم
مغرور بخندم وبگویم ٬
همه ی زندگی ِ من است
این چشم های مغرور و مهربان !
و من چه خوشبختم
در این جشن بیکران عاشقانه!