من
مثل یک خاطره ی بی رنگ
دیر به خاطر تو می آیم و
زود فراموش می شوم ...
تو
مثل نسیم
به خاطرم می آیی
می رقصی در تمام تار و پودم!
مثل باران بر ثانیه هایم می باری
یکریز و مداوم ...
مثل دریا در آغوشم می کشی
مثل مرجان
بر امن ترین نقطه ی دریا می نشانی ام
مثل موج می رهانی ام ...
تو !
این تو !
چها نمی کنی با من ؟!
آه از تو . . .